برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
خشکناب آخر جهان استعبداله باقری حمیدیدوشنبه 21 شهریور 1391 ساعت 3 از تبریز به سوی قرهچمن راه میافتم تا روستای خشکناب، زادگاه شهریار، را تماشا کنم و با دیدن یادمانهای شخصیتهای شعر «حیدربابایه سلام» شهریار بزرگ را یاد آورم. مسیر 92 کیلومتر است. آفتاب از پشت سر میتابد و رانندگی در جادهیِ خلوت آسان است. پس از سرازیری گردنهیِ شبلی، نگاهم به روستاهای پیرامون جاده کشیده میشود. نیمهجانی دارند و افراد مانده در روستاها چنان اندک هستند که به چشم نمیآیند. از میان بستانآباد میگذرم و پس از این شهر
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
خاطره بهجت آبادبهجت آباد است و شب نیمه است و من چشم انتظار انتظاری آخرین کز آخرین دیدار یارقدرتی پا در میان آورده پر خوف و خطر سرنوشت مبهمی ما هر دو را در انتظارگر بیاید بهر تودیع و وداعِ آخری است ور نه بگذشته است کار از کارِ بختِ نابکاراشک ریزانند و با من، هم خدا حافظ کنان
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
چهارشنبهسوری در سولدوز آذربایجانسولدوز دشتی بزرگ در جنوبِ دریایِ ارومیه است. مردم سولدوز انسان هایی هستند که شاد زیستن را هدفِ زندگی می پندارند. آنها چهارشنبه سوری و نوروز را بسیار پرشکوه جشن می گیرند. در سال های پیش و در ماه جشن نوروز (اسپندماه)، نخست دیوارهایِ داخلِ خانه را با گل رس سپید می کردند. گلِ رس را در داخلِ تشت پر از آب حل می کردند. با جارو محلول را به دیوار می زدند. محلولِ آب و گل رس دیوار را شیری رنگ می کرد. بویِ گل رس خشکیده بر دیوار بوی تازگی بهار را داشت.در شامگاه آخرین سه شنبه
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
ویروسِ تاجدار و انسانِ بیتاجگسترش ویروس کووید 19 یا کروناویروس از آذرماه 1398 شروع و بسرعت به یک پدیدهیِ جهانی تبدیل شد. وحشت گرفتار شدن به ویروس هراسی بیپایان در میان مردم پدید آورد. با گذشت روزها، ویروس پرتوانتر و مردم ناتوانتر شدند. خبرهای نگرانکنندهای از شهر «ووهان» چین میرسید. ویروس ریزی در شهر راه افتاده بود و با تاجهای ریز خود به انسانها می چسبید و آنها را بر خاک میافکند. همهگیری ویروس گفتمان جهانی شده بود و بسرعت به موضوعِ جنگ دنیای سرمایهداری به رهبری امریکا و سوسیالیسم ب
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی
نقد داستان «یک شوخی ناچیز» از آنتون چخوفداستان کوتاه «یک شوخی ناچیز» از چخوف تکرار سوژهای است که چخوف در داستان کوتاه «بوسه» نیز به آن پرداخته است. در داستان کوتاه «بوسه» افسر جوان، خجالتی و اغلب گوشهگیر، بنام ریابوویچ» در اتاقی تاریک در خانه اشرافی بطور اشتباهی توسط بانوی جوانی بوسیده میشود. این بوسه اشتباهی در ماه مه (ماه عشق و عاشقی) سبب میشود فکر و خیال افسر جوان با آن خانه و محیط پیرامونش پیوندی عاشقانه بیابد و در ماه نوامبر مرخصی بگیرد و بجای خانهیِ خویش به آن خانه سر بزند تا شاید ردی
برچسب:
نویسنده: آتنا هاشمی